سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
110
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
مذكر غائب / جادلا / گفت و شنود كردند دو مرد غائب در زمان گذشته / جادلوا / گفت و شنود كردند مردان غائب در زمان گذشته / جادلت / گفت و شنود كرد يكزن غائب در زمان گذشته مؤنث غائب / جادلتا گفت و شنود كردند دو زن غائب در زمان گذشته / جادلن / گفت و شنود كردند زنان غائب در زمان گذشته / جادلت / گفت و شنود كردى تو يكمرد حاضر در زمان گذشته مذكر حاضر / جادلتما / گفت و شنود كرديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته / جادلتم / گفت و شنود كرديد شما مردان حاضر در زمان گذشته مؤنث حاضر / جادلتما / گفت و شنود كردى تو يكزن حاضر در زمان گذشته / جادلتنّ / گفت و شنود كرديد شما زنان حاضر در زمان گذشته متكلم وحده / جادلت / گفت و شنود كردم در زمان گذشته متكلم مع الغير / جادلنا / گفت و شنود كرديم در زمان گذشته صرف فعل مضارع از باب مفاعله / يجادل / گفت و شنود مىكند يكمرد غائب در زمان حال يا آينده مذكر غائب / يجادلان / گفت و شنود ميكنند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده / يجادلون / گفت و شنود مىكنند مردان غائب در زمان حال يا آينده / تجادل / گفت و شنود مىكند يكزن غائب در زمان حال يا آينده مؤنث غائب / تجادلان / گفت و شنود مىكنند دو زن غائب در زمان حال يا آينده / يجادلن / گفت و شنود مىكنند زنان غائب در زمان حال يا آينده / تجادل / گفت و شنود مىكنى تو يك مرد حاضر در زمان حال يا آينده مذكر حاضر / تجادلان / گفت و شنود مىكنيد شما دو مرد حاضر در زمان حال يا آينده